سيد محمد باقر برقعى
505
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ماتم تو به دلم كرده اقامت با خون * نام تو كى ز جهان مجلس ماتم شكند غمت آخر چو مرا در طبرستان انداخت * عضد و ركن و عماد و من و ديلم شكند دل بدان كاكل پرچين و چمت بس بستم * حيف باشد دلم آن كاكل و پرچم شكند طبع من از لب گوياى تو آموخت سخن * كه چنين در و گهر از لب ابكم شكند مور كويت كه شده پير ، ز عشق رويت * صالحى نام نهى تا به ثنا دم شكند تو سليمانى و ران ملخ از مور پذير * حيف باشد كه دل « صالحت » از غم شكند